باید خودم باشم ، بدون توجه به مسائل کوچکی که اتفاق می افتد و من به اندازه چهار کوه عظیم بزرگشان می کنم. هیچ کس و هیچ چیز مرا خوشحال یا ناراحت نمی کند مگر اینکه خودم بخواهم. وقتی خدای به این مهربانی ، فقط و فقط برایم بهتریم چیزها را می خواهد ، چرا خودم برای خودم بهترین و آرامش بخشترین زندگی را نخواهم ؟!
پس : من یک انسان آزاد و سعادتمند هستم . برای خوشحالی و خوشبختی به هیچ موقعیت یا هیچ شخصیتی احتیاج ندارم . نیازی نیست کسی تنهاییهایم را فراری بدهد ، من می توانم ظرف یک لحظه با یاد خدا و شمردن چند نعمت از هزاران هزار نعمت زندگی ام به آرامش برسم و روزها را یکی پس از دیگری با شگفتی و شادی زندگی کنم .
من می توانم خودم باشم.....خود خود خودم !!!

وقتی می خواهم برای تو بنویسم ، دوست دارم ستاره ها را آب کنم و به جای جوهر در قلم بریزم تا کلمه هایم نورانی شوند. دوست دارم در خلوت ترین نقطه ماه بنشینم و حرف دلم را برایت بنویسم.

./ حرفهای دلم را خوب می دانی...پس نمی نویسم!


